تبليغاتX
رازهای شکفتن


 

 

 

 

 

با همه ی بی سرو سامانی ام ,باز به دنبال پریشانی ام

طاقت فرسودگی ام هیچ نیست ,در پی ویران شدن آنی ام

آمده ام بلکه نگاهم کنی ,عاشق آن لحظه ی طوفانی ام

دل خوش گرمای کسی نیستم ,آمده ام تا تو بسوزانی ام

آمده ام با عطش سال ها تا تو کمی عشق بنوشانی ام

ماهی برگشته زدریا شدم تا تو بگیری و بمیرانی ام

خوبترین حادثه می دانمت ,خوبترین  حادثه می دانی ام؟

حرف بزن ,ابر مرا باز کن ,دیر زمانی است که بارانی ام

حرف بزن ,حرف بزن سالهاست تشنه ی یک صحبت طولانی ام

 

 

 

 

2 نوشته شده در پنجشنبه یازدهم تیر 1388ساعت 21:17 توسط عبدو |





Powered by WebGozar


طراح قالب
بهترینها برای ایرانیانبهترینها برای ایرانیان

پشتيباني
BLOGFA